

برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


برچسب: افطارم,
نویسنده: امیر حبیبی


بردی دل مارا و نبودت خبری
چون سارق پرسابقه رفتی و نبودت اثری
عمریست پی دل ِ خودم می گردم
بس رنج کشیده ام درین دربدری
#گیتی_رسائی
برچسب: سابقه,
نویسنده: امیر حبیبی


برچسب: پنجره,
نویسنده: امیر حبیبی


حرامت کرده ام ، جان و حوانی
به امیدی که هستی جاودانی
میان خنده می گریم چه حالیست؟
که در چشمم تو روز و شب عیانی
#گیتی_رسائی
برچسب: حالیست,
نویسنده: امیر حبیبی


برچسب: پنحره,
نویسنده: امیر حبیبی
در سر کوچه ی ما فریادی
خورد بر گوش و دلم را لرزاند
ناله میکرد بیا ارزان شد
نیست دیگر هوس سود و زیان
گفتم ارزان شده باید بخرم
سود به بوده هماره ز زیان
زود رفتم که به کالا برسم
لیک دیدم که خریدار نبود
مرد بیچاره متاعش دل بود
دل بشکسته ی او در گِل بود
زیر گوشم کسی با زمزمه گفت
دوش او هوش و حواسش بفروخت
گوئیا مشتریش شیطان بود
آخر آنهم بسیار ارزان بود
حال او آمده تا بفروش
برچسب: ارزان,
نویسنده: امیر حبیبی

برچسب: خمخانه,
نویسنده: امیر حبیبی

برچسب: عاشقان,
نویسنده: امیر حبیبی

برچسب: کردی,
نویسنده: امیر حبیبی
خواب دیدم بار آمد روزگاران قدیم
آن جوانی ، آن نشاط و دوستداران قدیم
سالها را بی حساب در خواب میکردم گذار
می نشستم پیش یاران غمگساران قدیم
در نگاه هرکدام از عشقها افسانه بود
شادمانه روی مهتابی خانه گلعذاران قدیم
دست در دست عزیزان درکنار برکه ها
دیدن رقص همه در چشمه ساران قدیم
خنده هامان از ته دل گریه هامان واقعی
کاش می ماندیم در آن حال و روزان قدیم
لیک حالا در کنار ناله ها کاخی زدیم
وسمه بر ابروی کورنور نیارد به چشم بیهده بر خویشتن وعده ی بیجا مده #گیتی_رسائیبرچسبها: وسمه , ابرو , کور , گیتی , رساتاريخ : شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۶ | 22:26 | نویسنده : گیتی رسائی |
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
دلم میخواهد امشب را
کنارت تا سحر باشم
شوم مهمان چشمانت
به دورت چون قمر باشم
دلم میخواهد از هجران
نلرزد تار تار من
خیالم باشد آسوده
که هستی توکنار من
دلم میخواهد از عشقت
نباشد بر کَسَم میلی
چنان مجنون شوم امشب
بسوزانم دل لیلی
دلم میخواهد آن دم را
که تنها در برت باشم
بگویم راز پنهان را
تو خواهی دلبرت باشم
دلم میخواهد اما کی؟
نباشد فرصتی دیگر
نمیدانم کجا هستی
همینم حسرتی دیگر
دل
برچسب: میخواهد,
نویسنده: امیر حبیبی


برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


برچسب: سرگران,
نویسنده: امیر حبیبی


برخیز و بیا ، نگفته ها بسیار است
اکنون به خدا علاج ما دیدار است
بگذشته گذشته،؛ همه اش خاک شده
هر آنچه که مانده یک دل بیمار است
#گیتی_رسائی
برچسب: بیمار,
نویسنده: امیر حبیبی


بعد یک عمر تازه فهمیدم
که چه بیهوده زندگی کردم
آفتابم رسیده بر لب بام
در بر دیو بندگی کردم
برچسب: بدنام,
نویسنده: امیر حبیبی


گفتند که از عشق
کسی طرفه نبست
گفتیم که از عشق
جهان پا بر جاست
#گیتی_رسائی
تاريخ : دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ | 19:10 | نویسنده : گیتی رسائی |
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


نگاهم کن اگر پیرم ولیکن
دلم اندر هوایت نوجوان است
به چشمت آشنا شاید نباشم
به چشمانم نگه اینجا عیان است
#گیتی_رسائی
برچسب: نگاهم,
نویسنده: امیر حبیبی


برچسب: مسکن,
نویسنده: امیر حبیبی


برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی